تبلیغات
متن،موضوع،درس،خلاقیت - ییا دتبا سرادم ناكدوك یشاقن رد یلیمحت عوضوم همان موضوع تحمیلی درنقاشی كودكان مدارس ابتدایی

ییا دتبا سرادم ناكدوك یشاقن رد یلیمحت عوضوم همان موضوع تحمیلی درنقاشی كودكان مدارس ابتدایی

تاریخ:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388-09:40 ب.ظ

 

  ییا دتبا  سردام ناكدوك یشاقن رد یلیمحت عوضوم همان موضوع تحمیلی در نقاشی كودكان مدارس ابتدایی

 

دست اندركاران فعالیت های هنری وصاحب نظران این رشته، هدف از فعالیت های هنری دانش آموزان را غنای عاطفی وفكری آنان می دانند. درتعلیم وتربیت باید این مهم مورد توجه ودقت نظر قرار گیرد وپرورش یابد .زیرا قبل از هر چیز شگفتگی كودك وتجاربی كه شخصیت اورا پخته وارتقا می دهد ، دارای اهمیت می باشد. در عرصه ی فعالیت نقاشی برای كودك ، اجرای آن بیش از نتیجه ومحصول كار جالب ودارای اهمیت است. زیرا كودك این احساس را دارد ، كه كاری را مربوط به خود انجام می دهد كودك باید توانایی كسب تجارب مخصوص خود نه تجارب ما را داشته باشد. به همین دلیل ما معلمان ووالدین گرامی نباید در پی آن باشیم تا آثار كودكان از نظر صوری صحیح باشد ویا اگر درست كشیده باشند به آنان جایزه بدهیم ، زیرا این امر با عث آشفتگی وانهدام عنصر الهام درنقاشی كودكان می شود. معلمان ووالدین باید وسایل وامكانات مورد نیاز هنری كودكان را دراختیار آنان قرار دهند ومحیطی را برای او خلق كنند كه كودك برای خلاقیت هنری تشویق شود وخود دست به تجارب بدیهی وزیباشناسانه بدهد. معلمان گرامی باید ، آگاه باشند كه غلط گیری درعرصه نقاشی كمترین اهمیت را درخلاقیت هنری داراست. ولی متاسفانه هنوز هم درمدارس معلمان ، كودكان را وادار به كپی كردن محدود می كنند . برای كودكان كوچك معمولا از آلبوم هایی استفاده می گردد كه كودك باید یك شكل را از روی شكل رنگ شده آن رنگ كند ویا از روی شكل دیگری ، شكل ناقصی را تكمیل كند.، وكودكان بزرگتر نیز از منظره یا صورت كپی برداری می كنند . با این گونه وسایل ، همه فكر می كنند كه آموزش واقع گرایانه كه براساس آن كودك حقیقت پیروزی را باشكل های منظم ورنگ های دقیق یاد می گیرد- به همان صورتی كه برای یك بزرگسال دارای هوش متوسط قابل شناخت است - باید تعلیم داده شود. این واقع گرایی با مهم ترین بخش از هنر مدرن مغایرت دارد واز آن مهمتر این است كه كودك دارای خصوصیات روانی مخصوص به سن وسال خود است ونباید او را به عنوان یك بزرگسال ناكامل درنظر گرفت. درضمن، این كودك ، خودش بزرگ می شود وهیچ دلیلی ندارد كه بهر قیمتی باشد اوهم دارای معیارها واحساسات وادراك های هنری معینی باشد . از طرف دیگر هركودكی دارای خواست های مخصوص به خلق وخوی خود است ووقتی این خواست ها با خصوصیات سنی او مخلوط گردد، باعث آن می شود كه او دنیا را از دیدگاهی بنگرد كه بیشتربزرگسالان قادر به دیدن آن نیستند. اگر كودكی به ابتكار وسلیقه خود از نقاشی های دیگر كودكان كپی بردارد می توان گفت كه به خود اطمینان ندارد، یا چیزی برای بیان ندارد.

 نتیجه ای كه از این كار یعنی كسب الهام از نقاشی دیگران عاید می شود ، همیشه منفی است. بر همین اساس به دلایل متعددی تحمیل یك موضوع اجباری مثلا وادار كردن تمام شا گردان یك كلاس به كشیدن منظره یا یك گل وغیره ... كار اشتباهی است. به طور كلی هر نوع اجباری بدون انگیزه یی ارزشمند ، به كودك آسیب می رساند وبطور ناگهانی قدرت خلاقیت او را ترمز می كند.در واقع ، بیان هنری واقعه یی مهم نیست ، بلكه شبكه ارتباطی ظریفی است بین هنرمند ومحصول هنری او كه در نتیجه خواست های شخصی وحالات ناخودآگاه واحساسات وهوش كودك پدید می آید . اگر معلمان ووالدین خواستار كشیدن چیزی بیش از امكانات عینی كودك باشند، ممكن است این موضوع با عث وارد آمدن ضربه روحی بركودك شود. به طور مثال اگر از كودك سه ساله یی خواسته شود كه انسانی را با تمام جزئیاتش نقاشی كند، درصورتی كه او خود را قادر به انجام این كار نبیند ویا اصلا الزامی در این كار حس نكند ، بر اثر سوتفاهمی كه نسبت به احترام وخواسته هاوقابلیت بزرگسالان دارد، دروجود او احساس تبعیت پرورش می یابد .شاید این حالت با عث وابستگی نادرستی به بزرگسالان دروجود كودك شود واو از كاوش های فردی كه بسیار مورد علاقه كودكان است ، باز می دارد. درست است كه اكثر كودكان دبستانی به طور طبیعی تمایل به كشیدن نقاشی دارند واز این كار لذت می برند ، ولی نمی توان گفت كه همه كودكان با نقاشی سر گرم می شوند . خیلی از آن ها كه دارای قدرت جسمی ضعیفی هستند ، دلشان نمی خواهد نقاشی كنند ویا مجبور به این كارشوند واگر آن ها را به زور وادار به این كار كنیم ازآن ها كودكانی عقده ای خواهیم ساخت. از طرفی دیگر اگر بنابر دلایل سنی وتجربی ، از كودكان خواستار بیان موضوع هایی شویم كه از نظر كودك، كهنه وقدیمی شده ، ممكن است باز هم نتایج منفی عایدمان شود. دراین صورت كودك فكر خود را با الگوهای ، معیاری ومكانیكی تثبیت می كند وهر بار كه از او بخواهیم چیزی بكشد همان الگو ها ی معیاری را عرضه خواهد كرد ، درست مانند كودكی كه شعر كوتاهی را به طور مكانیكی ده ها بار می خواند. این نوع تكرار قالبی دارای خصوصیات برگشت به عقب ویا ترمز است واگر موقعیت تغییر نكند ، با گذشت زمان با عث جمود فكری می شود. برای كسب تجاربی كه هوش وحساسیت كودك را پر بار وغنی می كند ، باید هنگامی كه او نقاشی می كند ، عمیقا  احساس رضایت كند. برای رسیدن به این منظور شرایطی لازم است كه باید معلمان ووالدین دراختیار آنان قرار دهند. چنان كه قبلا گفته شد ، معلمان ووالدین نباید به طور مستقیم دراین امر دخالت كنند، ولی درعین حال نباید هم خود را كاملا كنار بكشند ، یا به هیچ طریقی دخالت نكنند وفقط نقش یك بیننده را داشته باشند .عدم دخالت كامل نیز مانند تحمیل موضوع های اجباری نتیجه یی مشابه با نتیجه نقاشی های قرار دادی وقالبی وسرسری دارد كه هیچ علاقه یی بر نمی انگیزد . مقصود از آزادی كودك در امر نقاشی ، این است كه او باید دارای امكاناتی باشد تا بتواند در محیطی از نظر تجربی غنی ومحرك كه خود را كاملا راحت حس كند واز ژرفای وجودش ، به فعالیت بپردازد.

 1-لوازم- منظور وسایلی است كه مناسب او باشد ، وسایلی كه باعث دلسردی اش نشود. تهیه یك دست مداد رنگی خوب، گواش نیز مناسب است زیرا به راحتی روی كاغذ قرار می گیرد .اما آبرنگ چون نیاز به دقت بیشتری دارد برای كودكان بزرگ تر مناسب می باشد.

 2-نقاشی گروهی- معلمان می توانند به چندین كودك پیشنهاد كنند ، كه با همدیگر نقاشی بكشند ، این كار اغلب نتیجه خوبی می دهد. زیرا افكار جدید در میان كودكان راحت تر از آن مبادله می شود كه ، در مغز یك كودك روان می گردد. جنبه های مثبت دیگر كمك متقابل وممنوعیت كمتر ، وبحث دسته جمعی درباره ی عقاید خود ودیگران.

 3-موسیقی ونقاشی- می توان موسیقی ونقاشی را با هم تركیب كرد. موسیقی نیز مانند رنگ برای بچه ها بسیار گیرا است. زیرا ریتم - آن را فوری حس می كند .قلم مو نیز ریتم مخصوص به خودش را دارد ، هم چنان كه موسیقی رنگ خود را دارد. می توان بچه های كوچك را عادات داد تا با گوش دادن وحس كردن موسیقی نقاشی كنند ویا با تعقیب حركات موسیقی ارزش خط ورنگ را بفهمند.

 4- محیط تربیتی- معلمان برای وسعت بخشیدن به شناخت كودك یا نفوذ در تخیلات او، می توانند به طرق مختلف بر روی رفتار بیانی او اثر بگذارند ، ممكن است كودك درخود احتیاج به شناخت بیشنژ حس كند. یكی از طرق تحریك تخیلات كودكان یك كلاس تعریف یك داستان است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
amir
یکشنبه 21 تیر 1388 07:29 ب.ظ
درج آگهی و تبلیغات رایگان در 3 ایستگاه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر