تبلیغات
متن،موضوع،درس،خلاقیت - روش های نوین تدریس ونقش آن ها در بهبود آموزش

روش های نوین تدریس ونقش آن ها در بهبود آموزش

تاریخ:سه شنبه 4 فروردین 1388-10:20 ب.ظ

   روش های تدریس  ونقش آن ها در بهبود كیفیت آموزش وپرورش   روش در مقابل واژه  ی لاتینی ((متد)) به كار می رود. و واژ ه ی متد در فرهنگ فارسی ((معین) وفرهنگ انگلیسی به فارسی (آریانپور )

 به : روش، شیوه، راه، طریقه، طرز، اسلوب معنی شده است. به طور كلی (( راه انجام دادن هر كاری) را روش گویند. روش تدریس نیز از

 منظم ،با قاعده و منطقی برای ارائه درس به كار می رود. روش نوین به معنی روشی است كه به تازگی از طرف صاحب نظران جهت اجرا

 ارائه شده باشد.

 الگوهای تدریس جز مهارت های فنی وحرفه ای معلمان محسوب می شود وهنر معلم در كیفیت انتخاب واجرای آن هاست . از آن جا كه اطلاعا

 ت وتوانایی های افراد متفاوت است ،نحوه یادگیری وچگونگی آموزش نیز متفاوت خواهد بود . به این سبب ، معلمان باید الگوهای نوین تدریس

 را به كار ببرند تا بتوانند بر اساس توانایی فراگیرندگان خود، تدریس مطلوبی را ارائه دهند . امروزه الگوهای جدید تدریسی كه بتوانند فعالیت

 های دانش آموزان را تقویت كند ویادگیری را به یك جریان دوسویه تبدیل نماید ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 تدریس چیست؟

 تدرسی عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم وشاگرد ، بر اساس طراحی منظم وهدف دار معلم ، برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد .

 تدریس مفاهیم مختلفی مانند نگرش ها ،گرایش ها، باور ها، عادت ها، وشیوه های رفتار وبه طور كلی انواع تغییراتی را كه می خواهیم در شا

 گردان ایجاد كنیم ، در بر می گیرد . همان طور كه گفته شد برای تدریس مناسب وبهینه لازم است كه از روش های نوین ارائه شده از طرف صاحب نظران در امر آموزش وپرورش استفاده نمود، اینك به دسته ای از روش های نوین تدریس اشاره می شود:

 

 روش كنفراس: در این روش شاگردان اطلاعات را جمع آوری وارائه می دهند. این روش می تواند مشخص كند كه دانش آموزان تا چه اندازه

 می دانند. این روش یك موقعیت فعال برای یادگیری به وجود می آورد .نقش معلم در كنفرانس صرفا هدایت واداره جلسه وجلوگیری از مباحثی

 است كه منجر به انحراف از موضوع كنفرانس وروال منطقی آن می شود.

 روش شاگرد- استادی: همه افراد در كودكی دوست دارند نقشی غیراز نقش واقعی خود بازی كنند ، روش فوق به این نقش خیالی ،جامه عمل

 می پوشاند. در این روش به شاگرد اجازه داده می شود كه نقش معلم را ایفا كند.

 روش چند حسی(مختلط) : استفاده از این روش مستلزم به كار گرفتن همه حواس است وجریان یادگیری از طریق تمام حواس صورت می گیرد

 از طریق كاربست این روش می توان ، مطالب ومهارت ها را درك كرد، ارتباط موثر تری برقرار كرد، مهارت ها ومطالب را از یك موقعیت

 به موقعیت دیگر تعمیم داد.

 روش حل مسئله : دراین روش آموزش در بستر پژوهش انجام می شود ومنجر به یادگیری اصیل وعمیق وپایدار دردانش آموزان می شود/

 دراین روش ابتدا معلم باید مسئله را مشخص كند ، سپس به جمع آوری اطلاعات توسط دانش آموزان پرداخته شود، وبعد از جمع آوری اطلاعا

 ت فرضیه سازی ودر نهایت فرضیه ها را آزمایش ونتیجه گیری شود. اگر روش حل مسئله درست انجام شود می تواند منجر به بارش یا طوفان فكری گردد.

 روش پروژه ای : روش تدریس پروژه ای به دانش آموزان امكان می دهد تا قدرت مدیریت ، برنامه ریزی وخود كنترلی را در خودشان ارتقا

 بخشند. در این روش دانش آموزان می توانند با توجه به علاقه ی خود موضوعی را انتخاب وبه طور فعالانه در به نتیجه رساندن آن موضوع

 شركت نمایند.

 روش پرسش وپاسخ : شیوه پرسش وپاسخ شیوه ای است كه معلم به وسیله آن فراگیر را به تفكر درباره مفهوم جدید یا بیان مطالب فراگرفته

 تشویق می كند.

  روش بحثی: در شیوه بحثی ، دانش آموزان فعالانه در یادگیری شركت می كنند ومفهوم مورد نظر را از یكدیگر می آموزند. دراین شیوه معلم

  را می توان به عنوان محرك ، شروع كننده بحث وراهنما تصور كرد.

 روش نمایشی: در این شیوه معلم معمولا ، برای فهماندن مطلبی خاص به فراگیران ، از وسایل گوناگون استفاده می كند.

 روش آزمایشی: آزمایش فعالیتی است كه در جریان آن فراگیران با به كار بردن وسایل ومواد بخصوصی درباره مفهومی خاص عملا تجربه    كسب می كنند.

 روش گردش علمی : گردش علمی به دانش آموزان امكان می دهد كه از طریق مشاهده طبیعت ، وقایع ، فعالیت ها ، اشیاومردم تجربه علمی

 كسب نمایند .در گردش علمی دانش آموزان با مشاهده واقعیت ها می توانند مفاهیمی را كه در كلاس مورد بحث قرار می گیرد ، بهتر در ذهن خود بپرورانند.

 الگوی آموختن كنترل خود: در این الگو معلم حامی دانش آموز است ویك فضای مثبت ایجاد می كند تا آن ها به اصلا ح رفتار خود بپردازند

  ودر نهایت دانش آموزان را قادر به توصیف ، توضیح ، پیش بینی ، كنترل وتغییر رفتار خود می نماید .

 روش ایفای نقش: هدف این الگو، رشد همدلی با دیگران وبررسی مسایل وواقعیت ها وارزش های اجتماعی در عمل است . این الگو در همه

 برنامه های آموزشی وپرورشی وسنین مختلف كاربرد دارد . بطور كلی این الگو با عث افزایش فهم دانش آموز ان در بهبود وگسترش ارز ش 

 های اجتماعی می شود.

 روش كار گاهی: روش تدریس كار گاهی یكی از روش های موثر یاددهی ویادگیری است كه در بیشتر موارد با روش سخنرانی ، سمینار،

 كنفرانس وسمپوزیوم به صورت توام به كار برده می شود.

 الگوی دریافت مفهوم: این الگو برای یاد دادن نحوه طبقه بندی كردن، نحوه فكر كردن، وچگونگی دریافت مفهوم به دانش آموزان اهمیت دارد.

 دراین الگو معلم به عنوان حامی وهدایت گر فرضیه های دانش آموزان است به نحوی كه از قبل مفاهیم را انتخاب ودر نمونه های مثبت ومنفی

 سازمان می دهد وفراگیران را جهت نیل به این مفهوم هدایت می كند.

 الگوی تفكر استقرایی: در این الگو معلم آغاز گر فعالیت است ، زیرا فعالیت ها از قبل به وسیله معلم تعیین می شوند ، اما جو همكاری ودوستانه

 بین معلم وشاگرد وجود دارد.تما س یكا یك دانش آموزان برای دسترسی به اطلاعات فراهم نماید. این الگو منجر به افزایش آگاهی فردی ورشد

خود كنترلی دانش آموزان می گردد ودر همه سطوح تحصیلی كاربرد دارد.

 الگوی آموزش كاوشگری: این الگو با عث تقویت استدلال فراگیران ، شناخت مفاهیم ، فرضیه ها وآزمون آن ها در دانش آموزان می شود.

 در این الگو جو همكاری بین معلم وشاگرد وجود دارد.

 الگوی یاد سپاری: این الگو با عث تاكید بر پردازش اطلاعات ، افزایش یادسپاری ودرونی كردن اطلاعات در دانش آموزان می شود. معلم وشاگرد به صورت یك گروه برای دادن مطالب جدید جهت یادسپاری تلاش می كنند . این الگو نیاز به عكس ، وسایل مجسم، فیلم وسایر مطالب

 دیداری و شنیداری دارد.

 الگوی كاوشگری علمی: این الگو با عث آموزش علمی به سبك های مشخص وآموزش مفاهیم بنیادی در دانش آموزان می گردد. رسالت معلم

 در این الگو پرورش كاوشگری ، ایجاد جوی توام با همكاری وداشتن انعطاف است.

 الگوی تدریس غیر مستقیم: این الگو با عث مشاركت فراگیران در یادگیری شده وبه آن ها یاد می دهد كه چگونه خود به فراگیری مطالب

 پرداخته ومسائل را حل كنند . معلم نقش هادی ، راهنما وتسهیل كننده را دارد ودانش آموز آغاز كننده به نحوی كه معلم به دانش آموزان كمك

 می كند تا مسائل را تعریف وبرای حل موفقیت آمیز آن ها اقدام نمایند.

 الگوی بدیعه پردازی( افزایش تفكر خلاق): هدف این الگو افزایش تفكر خلاق ومشكل گشایی در مواقع خاص ، بر هم زدن سنت های متداول

 گسترش افق های فردی و اجتماعی در دانش آموزان است .معلم سوالاتی از دانش آموزان می نماید ، ولی پاسخ دانش آموزان كاملا باز است

 ومعلم بایستی كمك كند تا شاگردان تفكر خود را بسط دهند.

 الگوی پژوهش گروهی( تفحص گروهی) : این الگو برای كمك به دانش آموزان در تقویت مردم سالاری وآموزش آن ها از طریق همكاری كاوشگرانه در فهم مسائل اجتماعی وتحصیلی است . در این الگو معلم مانند یك مشاور عمل می كند وبایستی بتواند به درخواست های دانش آموزان پاسخ دهد وبه كمك آن ها نیازمند ی های آموزش را فراهم آورد.

 روش های نوین تدریس در بهبود كیفیت تدریس نقش بسزایی داشته ودر صورت اجرای دقیق می توانند تحولی شگرف درآموزش بوجود آورند.

 اینك جهت روشن شدن این تاثیر به یك سری از تفاوت های آن با روش های سنتی اشاره می گردد.

 

روش های نوین تدریس  روش های سنتی
1- آموزش ، یادگیری مدار است.                                            

2-اداره ی كلاس دانش آموز مدار

3-یادگیری چند سویه است.

4- دانش آموزان پویا ، فعال و مسئولیت پذیر هستند.

5-ارتباط خانه ومدرسه بسیار قوی است.

6- دانش ایجاد شده ماندگار است.

   1-آموزش نمره مدار 

   2- اداره ی كلاس معلم مدار است.

   3-یادگیری یك سویه است.

   4-دانش آموزان منفعل هستند.

   5- ارتباط خانه ومدرسه خیلی قوی نیست.

   6- دانش ایجاد شده چون متكی بر حافظه است ماندگار نیست.

 

  حال كه تفاوت های روش های نوین وسنتی مشخص گردید لازم است كه جهت اجرای آن در كلاس های درس خود نهایت تلا ش وسعی نماییم .

 جهت اجرای بهینه آن در مدارس راهكارهای عملی را بر عهده شما عزیزان معلم می گذارم.

 

 

ارزشیابی یاارزش یابی

 

معمولا هنگامی در رابطه با ارزشیابی صحبت به میان می آید . ابتدا باید روی وجوه گوناگون آن بحث كرد. ودرخصوص این موضوع توافق بعمل آیدكه اصولاارزشیابی چیست وجایگاه آن درعلم وتربیت ما در كجا قرار دارد ؟ كه معمولا این واژ ه مارا متوجه مفاهیم وكلمات دیگری نیز می كند. امتحان، اندازگیر ی وآزمون ، در آموزش و پرورش سنتی : امتحان به عملی گفته می شود كه در پایان هر سه ماه یا نیم سال تحصیلی برای اندازگیری میزان آموخته های شاگردان وتعیین قبول شدگان ومرددین به منظور ارتقای شاگردان از كلاسی به كلاس دیگر و یا از واحدی به واحد دیگر انجام می گرفت و می گیرد .ارزشیابی فرایندی است منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدف های آموزشی است. با بررسی هایی كه در مدارس ما انجام گرفته است تمامی مسا یل حول موضوعی بنام امتحان قرار دارد و از انجا كه مبنای تصمیم گیری برای آینده ی دانش آموز و دانشجوی ما است ، معمولا ترس و اضطراب زیادی آنان رادر بر می گیرد. متا سفا نه با این روند دانش آموزان ما در یك شب می خواهند جبران یك ترم یا سال تحصیلی خود را بنمایند وشب امتحان برای جواب دادن به سوا لاتی  آماده می شوند كه اكثرا در سطح دانش اماده شده است . سئوالا تی كه پس از یكی دو روز از ذهن فراگیر پاك می شود ودرذهن او باقی نمیمانداین موضوع از كلاس اول ابتدایی تا آخرین سطح تحصیلی دانشگاهی وجودداشته

 

    

ارزشیابی یاارزش یابی

 

  معمولا هنگامی در رابطه با ارزشیابی صحبت به میان می آید . ابتدا باید روی وجوه گوناگون آن بحث كرد. ودرخصوص این موضوع توافق بعمل آیدكه اصولاارزشیابی چیست وجایگاه آن درعلم وتربیت ما در كجا قرار دارد ؟ كه معمولا این واژ ه مارا متوجه مفاهیم وكلمات دیگری نیز می كند. امتحان، اندازگیر ی وآزمون ، در آموزش و پرورش سنتی : امتحان به عملی گفته می شود كه در پایان هر سه ماه یا نیم سال تحصیلی برای اندازگیری میزان آموخته های شاگردان وتعیین قبول شدگان ومرددین به منظور ارتقای شاگردان از كلاسی به كلاس دیگر و یا از واحدی به واحد دیگر انجام می گرفت و می گیرد .ارزشیابی فرایندی است منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدف های آموزشی است. با بررسی هایی كه در مدارس ما انجام گرفته است تمامی مسا یل حول موضوعی بنام امتحان قرار دارد و از انجا كه مبنای تصمیم گیری برای آینده ی دانش آموز و دانشجوی ما است ، معمولا ترس و اضطراب زیادی آنان رادر بر می گیرد. متا سفا نه با این روند دانش آموزان ما در یك شب می خواهند جبران یك ترم یا سال تحصیلی خود را بنمایند وشب امتحان برای جواب دادن به سوا لاتی  آماده می شوند كه اكثرا در سطح دانش اماده شده است . سئوالا تی كه پس از یكی دو روز از ذهن فراگیر پاك می شود ودرذهن او باقی نمیمانداین موضوع از كلاس اول ابتدایی تا آخرین سطح تحصیلی دانشگاهی وجودداشته

ودارد .دانش آموز ابتدایی ترس شب امتحان داردودانش جوی دكترا هم به همین شكل .حتی مسئله به حدی بغرنج است كه مهم نیست فرد در آینده چه شغلی خواهد داشت ،مهندس مكانیك و مهندس راه وساختمان امتحان كتبی خواهند داد، همانند یك دانش جوی رشته ی ادبیات ودر این میان كنكور جای خود دارد .

هدف ارزشیابی : اگر معلم بطور اصولی وبا بستر سازی مناسب به هدف ارزشیابی رسیده باشد ، در برنامه ریزی تدریس و تصمیم گیری در جریان فعالیت های آموزشی ، به اطلاعات معتبری در زمینه ی توانایی،آمادگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و بازده فعالیت های  كلاسی می رسد، ودر سه مقوله اطلاعات ذی قیمتی به او خواهد داد . مانند اشكالات موجود در طرح درس ، از نقطه نظر هدف ها ، محتوا ،روشها ،مواد و وسایل آموزشی و عناصر دیگر و نیز توانایی ها و زمینه های علمی شاگردان وآمادگی آن ها برای آموزش های بعدی و میزان پیشر فت فرا گیران و كارایی تدریس ، كه البته متا سفانه با بررسی ارزش یابی های موجود كه توسط معلمین ، دبیران و اساتید و حتی ارزشیابی هایی كه از انان نیز بعمل می ا ید ، در همان حد پیشرفت تحصیلی و كاری باقی می ماند . در گام اول ، باید مشخص شود كه چه چیزی را می خواهیم اندازه بگیریم ؟ صفتی مانند وزن یا رنگ را براحتی می توان تعریف كرد ولی میزان یادگیری دروس مختلف صفاتی هستند كه باید تعریف شوند . هنگا میكه صفت مورد اندازه گیری را مشخص نمودیم ، ابزار اندازگیری آن صفت را نیز باید تهیه كنیم ، كه در این میان ابزارها متعدد می شوند . در این هنگام اشكالات در ارزشیابی خود را نشان میدهد . زیرا ما برای صفتهای متعددی كه قصد اندازه گیری آن را داریم فقط به یك ابزار رسیده ایم و آن هم برگزاری ازمون ها و پرسش های كتبی است كه موضوع روایی و اعتبار این گونه آزمون ها نیز  جای بحث دارد . زیرا یك برنامه ی ارزشیابی مناسب باید در جهت بررسی و برآورد تحقق اهداف درس باشد وبا محتوای آموزشی ، تجارب و فعالیت های یادگیری و روش های تدریس هماهنگی و تناسب كامل داشته باشد و مهمتر از همه بخشی از برنامه های یادگیری دانش آموز باشد . با توجه به تغییرات سریع جهانی و توسعه ی ارتبا طا ت جمعی ، شاگردان حداقل از كتاب های درسی خود بسیار جلوتر می باشند. معلمین كه با روشهای تدریس سخنرانی و حداكثر یكی دو روش دیگر عادت كرده اند، اینك با بحث های جدید مواجه می شوند .اموزش گروهی ، تهیه چك لیست انتظارات و …

 

و خلاصه اینكه فراگیران را به نحوی تربیت كنید كه آن ها در تعامل با یكدیگر دانش را بیاموزند . عمل كردهای آنهارا تقویت نمایید تا شنوندگان صرف نباشند، كه هرچه شمابگویید به گوش جان خریدار باشند یاد بدهید كه پرس و جو كنند و محققان خوب شوند . دیگر شما به آنان یاد ند هید ، بلكه بركار آنان نظارت وراهنمایی داشته باشید تا خود درتعامل با یكدیگر یاد بگیرند . متاسفانه روش های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی همگام و همسو با تغییر برنا مه های درسی وروش های تدریس پیش نرفته است .خود ارزشیابی هایی كه از معلمین بعمل می آید ، جای اشكال و ایرا دات زیادی می باشد . هنگامی كه یك ارزشیابی درست ومنطقی و علمی را نمی توانیم از معلمین بعمل آوریم ، چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم ، كه معلمان ارزشیاب كنندگان خوبی برای دانش آموزان باشند . و این پروسه ارزشیابی از دوره های ضمن خدمت گرفته تا ارزشیابی فر هنگیان و كار كنان آموزش و پرورش همسو وهماهنگ با اهداف آموزشی نیست . واز یاد نبریم آن چیزی كه در تعلیم وتربیت كشورمان به شدت مورد توجه قرار گرفته ،توجه به بعد شناختی وهوش شناختی است.در حالی كه هوش شناختی تنها شاخص معتبر وعمده برای پیش بینی و سنجش موفقیت فرد نیست ، زیرا بسیاری از كسانی كه دارای هوش شناختی بالا یی هستند با عدم موفقیت وسر درگمی روبرو هستند .در حالیكه افراد كم هوشتری را می توان یافت كه موفق ترند .یكی از اندیشه های روسو كه اورا از هم عصرانش متمایز می كند ، این است كه انسان را نباید فقط جانوری هوشمند شمرد .زیرا هوش تنها جنبه ی برتر انسان نیست، زیرا ممكن است به خدمت جنبه های پست دراید . امتیاز انسان در توانایی تشخیص نیك از شر و گرایش به نیكی است . لذا در مدارس باید علاوه بر ابعاد شناختی به پرورش عواطف فرد نیز توجه گردد و به افراد چگونگی ایجاد رابطه مناسب با دیگردانش آموزان و معلمان را آموخت .آموزش مهارت های هیجانی و كنترل هیجان، ضمن افزایش عزت نفس ، آنان را در آزمون ها كمك خواهد كرد .كه در این میان دیدگاه مبتنی بر یادگیری نتیجه مدار ، رفتار انسان را به امور ساده ، قابل مشاهده و اندازه گیری محدود ساخته است و كلیه یادگیری ها را نتیجه ی شرطی شدن رفتار می داند ، در حالی كه بسیاری از رفتارهای پیچیده انسانی مانند تحلیل كردن ، تفسیر كردن ، استدلال كردن ، حل مسله ، قضاوت وارزشیابی را نمی توان در قالب رفتارهای ساده محرك- پاسخ توجیه نمود وبه علاوه تاكید بیش از حد بر نتیجه ،قدرت خلاقیت و نواوری را از شاگردان سلب نموده وتعلیم وتربیت پویا وكارامد را مكانیكی خواهد نمود.و باید به این مسله توجه نمودكه معنا آن چیزی نیست كه 

در سخنان معلم یا در محتوای كتاب درسی نهفته باشد ، بلكه معنا در اثر دریافت و پردازش اطلاعات در ذهن یادگیرنده به وجود می آید . ارزشیابی در حال حاضر در ایران با دو محدودیت عمده مواجه است .نخست اینكه صرفا در قلمرو آموزش مطرح بوده ودر دیگر عرصه های زندگی اجتماعی چندان مطرح نگردیده است.دوم اینكه بسیار تحت تاثیر پژوهش و محدودیت های الزامی ناشی از آن قرار دارد.در برخی از كشور های پیشرفته لااقل از بیست سال گذشته تا كنون ، ارزشیابان بطور جدی ارزشیابی را به قلمروهایی بالاتر از دو محدوده فوق سوق داده اند. آندرسون در كتاب جدید خود تحت عنوان (( بنیاد های تحقیق آموزشی )) كه در سال 1999چاپ شده است . نظریات گوبا و لینكن را كه در پاسخ به برخی محدودیت های ارزشیابی های سنتی ار‎‎‍‍‍‍‍‍ ا‍ ئه شده ، به شكوفا شدن عرضه ی ارزشیابی و خط مشی گذاری تعبیر نموده است .

 

 

گوبا و لینكلن در سال 1989نتایج تحقیقات خودرا در كتابی تحت عنوان نسل جهارم ارزشیابی منتشر ساخته اند. كه اصطلاح نسل چهارم ارزشیابی این سوال را به ذهن متبادر می سازد كه نسل های اول تا سوم ارزشیابی از نظر گوبا و لینكلن كدامند واز چه ویژگی ها یی برخوردارند. نسل اول ارزشیابی (اندازه گیری)در یك كلمه می توان اندازه گیری نامید.هدف اصلی مدرسه ،یاددادن شناخت های بی غلط بوده است . كه بچه ها این واقعیت را به نحو ماهرانه ای بوسیله ی آزمون های حافظه به ما بر می گردانند .نسل دوم ارزشیابی (توصیف ) نسل دوم ارزشیابی را می توان در اصطلاح توصیف خلاصه كرد. نسل اول ارزشیابی دانش آموزان را به عنوان هدف ارزشیابی ، هدف گرفته بود . اما چنین هدفی اطلاعات مفیدی درباره برنامه ی مدرسه بدست نمی دهد.كه در كل نقش ارزشیاب ،توصیف الگوهای قوت وضعف در تعیین اهداف وكاربرد آن در برنامه ی درسی مفروض شده است .

نسل سوم ارزشیابی (قضاوت) : سومین نسل ارزشیابی را گوبا و لینكلن در قضاوت نامیده اند ، امریكا یی ها ضرب المثلی دارند كه می گوید ( چیزی را كه ارزش انجام دادن ندارد ،نباید خوب انجام داد ) سوال كلیدی در این مثل این است كه ایا به اهداف رسیده ایم و دقیق تر آیا اهداف ارزشمندند ؟

این نسل ، قضاوت هایی در مورد ارزشمند بودن ، می نماید . بنابر این ارزشیاب به مثابه یك قاضی عمل می كرد .

نسل چهارم ارزشیابی :

نسل چهارم ارزشیابی با ادعاها ، علائق و مسائل مخاطبان ذی نفع وبه كارگیری روش شناسی پارادایم تفسیر گرایانه سازماندهی شده است، كه در بردارنده عوامل زیر است . تعریف ترتیبات كامل ذی نفعان كه مخاطراتی در پروژه ی مورد ارزشیابی دارند.برانگیزاندن هر یك از گروه های ذینفع برای ارائه ی تفسیر های خود از مسائلشان و مرتب كردن ادعاها ، علائق و مسائلی كه ذی نفعان می خواهند آن ها را با تفسیر شان مرتبط نمایند. فراهم كردن زمینه و روشی كه از خلال آن امكان درك ،نقد ، تحسین، و محاسبه ، تفاسیر متفاوت و ادعا ها، علائق و مسائل متنوع وجود داشته باشد.

دلایل اهمیت نسل چهارم ارزشیابی:

1-در نظر گرفتن علائق ذی نفعان و كسانیكه مورد ارزشیابی قرار می گیرند.

2-ذی نفعان می توانند برخی كنترل ها را بر فرایند ارزشیابی به عمل آورند

3-ذی نفعان برای استفاده از یافته های ارزشیابی پذیرای تعریف نیاز هاو علا ئق خود هستند

4-با عث ساخته شدن كاركنان و دانش آموزان فرهیخته می شود، وبه همان خوبی كه ارتقا می یابند ، رهگشا ی دیگران می باشند.

گوبا ولینكلن همچنان تاكید كرده اند وقتی چنین بحث ها یی به دیگر جنبه ها كشیده می شود، دلایل دیگری گسترش می یابد . برای مثال نیاز به :الف:دور شدن از ایدوئولوژی مدیریت گرائی ب: در نظر گرفتن ارزش هایكثرت گرا یانه ج: باز نگری بنیاد هستی شنا ختی تفسیر ارزشیابانه. در واقع باید باور كرد كه نسل چهارم ارزشیابی جریانی پویا وتوان فرسا است ، كه می باید مورد توجهات جدی قرار گیرد .زیرا پیوسته مورد تجدید نظر قرار گرفته و به روز می گردد.و دارای صبوری،انسانیت ،صداقت، انطباق پذیری و احساس توافق جویی می باشد .بنابر این دانش آموزان كاملا می توانند ، با یكدیگر ارتبا ط نز دیك داشته باشند،با همدیگر كار كنند و ازمایش انجام دهند، و منابع منحصر به كتاب درسی نیست ، از محیط دور بر خود می توانند ، برای كسب اطلا عات استفاده نمایند.درنسل های پیشین یاد گیری دانش آموز معنا دار نبود.اما در نسل چهارم از دانش آموزان انسان هایی خلاق و متفكر می سازد.

سخن آخر

بیشتر معلمان در مدارس از روش های سنتی برای تدریس استفاده می كنند ، و اگر در میان آنان كسی شاخص تر از دیگران باشد ، آن را باید به حساب ممارست و توان ذاتی و هنر وی گذاشت. متاسفانه دوره های باز آموزی روش ها ی تدریس ، نو كردن اطلا عات ، شیوه های نوین روان شناسی دانس آموز و…

هیچ كدام بنحو شایسته و اصولی اجرا نمی شود. علاوه بر تمام نكات یاد شده ، معلمان بر این باورند كه دانش آموزان رغبتی به تحصیل ندارند،ویا به معنی دیگر انگیزش لازم را ندارند، آن ها برای آموختن به مدرسه نمی آیند، به مدرسه می آیند ، تنها برای اینكه به مدرسه آمده باشند.

بسیاری از وا لدین با قیاس شرایط و امكانات فرزندان خود با فضا و شرایطی كه خود در آن تحصیل كرده اند ، به نتیجه ی مطلوبی نمی رسند. در واقع اولیا نیز در چرایی عدم مو فقیت فرزندان خود مانده اند.برخی ضعف ساختار آموزش وپرورش در تربیت مدیران و معلمان را عامل اصلی می دانند. اسان گیری مدیران ، حذف ارزشیابی منطقی ، افزایش دل مشغولی بچه ها ، وجود سیستم های كهنه آموزشی از دیگر عواملی است ، كه خانواده ها به آن اشاره می كنند. در این راستا جامعه شناسان بر این عقیده اند كه فقر اقتصادی و عدم آگاهی خانواده ها از اهداف آموزش وپرورش به صورت مستقیم بر بازدهی تحصیلی دانش آموزان تا ثیر می گذارد. پرسش تكراری و باستانی (( علم بهتر است یا ثروت)) در جامعه ی امروز ما ،چنان پاسخ روشنی دارد، كه معلمان از طرح آن در زنگ انشا تفره می روند . دیگر كمتر دانش آموزی را می توانی پیدا كنی ، كه آرزوی(( معلم شدن )) را داشته باشد. حجم انبوه تبلیغات در مورد ستارگان ورزش وسینما و تلویز یون عملا دانشمندان و عالمان را به حاشیه رانده است ، ودیگر سطح دانش و توانایی علمی ملاكی برای ارزش و اعتبار افراد نیست. تغیرات سریع و وسیع فرهنگی موجب فاصله میان خانواده و دانش آموز ( فرزند) گردیده و این دو انگار در دو دنیای متفاوت و مجزا زند گی می كنند. خیل بیكاری تحصیل كر دگان دانشگاهی ، عملا دانش آموزان ما را به بی سرانجامی تحصیلی و سر درگمی رهنمون می كند، و آنان نیز به فكر راه هایی برای كسب درآمد بیشتر ودر نتیجه افزایش ارزش اجتماعی خود می افتند. در واقع عدم انگیزه و افت تحصیلی فراگیران را باید در سطح مدیر یت كلان جستجوكرد، نه در لا بلای اوراق امتحانی و كتاب های درسی ‍‎‏!

دانش بیمار شده است ، وبرای علاج آن باید تحصیل كرده ها آستین ها را بالا ببرند، اما واقعاًُ كسانیكه خوددر چنین ساختار بیماری دانش آموخته اند ، می توانندبه درمان جامعه بپر دازند؟

كاوش های باستانی در غارها ، نشان می دهد كه انسان های نخستین برای آموزش شكار حیوانات بر روی دیوار غارها برای فرزندان خود با زغال نقاشی می كشیدند( نقش می بستند) در واقع سخن گفتن و نوشتن (نقش زدن) اولین راه های انتقال دانسته ها بوده است . متاً سفانه هنوز در مدارس ما معلمان از شیوه ی سخنرانی (مونولوگ) استفاده می كنند. به جای زغال و دیوار غار ، از گچ و تابلوی آموزشی استفاده می شود. كوتاه سخن آن كه باید دست به یك انقلاب آموزشی زد. تا ابد نمی توانیم در سایه نام هایی چون ابو علی سینا ، ذكر یای رازی، پروفسر حسابی و … خفت. این نوشتار كوششی است جهت سوزن زدن به خود، پیش از آن كه جوال دوزی نثارمان كند. عزیزان می دانید و میدانیم كه دانش آموزان ما تبدیل به ضبط صوت شده اند، روح خلا قیت ، پر سش گری ، و علم آموزی در میان فراگیران غریبه و بیگانه است، از قافله ی دانش جهانی ، روز به روز و گام به گام عقب افتا ده ایم ، دلخوش به تك چهره های علمی نباشیم ، زیرا برای ساختن یك جامعه ، هزاران نفر ، عدد بسیار اندكی است ، چه رسد به چند نخبه ی علمی . از تعریف و تعارف به در آییم ، و پیش از آن كه دیر شود ، كاری كنیم.فرانسیس بیكن می گوید : « دیروز قدرت در عضله بود،امروز در پول ، فردا در فكر »ما در كجای زمان ایستاده ایم ؟

حرف های معلمان ، دانش آموزان ، خانوادها و … بی انگیز  شی فراگیران است. …

 

 

تنطیم : آزادمنش




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
صالحی صاحب
سه شنبه 25 خرداد 1389 12:09 ب.ظ
از آشنایی با وبلاگتان خوشحال شدم. اما از اینکه این که قبلا فرصت پیدا نکردم تاشما را بشناسم متاسفم. برایتان آرزوی موفقیت دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر