تبلیغات
متن،موضوع،درس،خلاقیت - نقد ونظری بر جلسات آموزشی وپرورشی

نقد ونظری بر جلسات آموزشی وپرورشی

تاریخ:چهارشنبه 24 فروردین 1390-10:38 ب.ظ

امروزه در اکثر محا فل  علمی تربیتی ویاد گیری اثر بخش ، دیده گاه های تازه مطرح هستند . که بخش عمده ایی از این  نظریه ها  به

انگیزش مربوط است. در تمام مباحث آموزش ویاد گیری ، از جمله  هوش های چند گا نه،  خلاقیت ، آموزش پژو هش محورویاد گیری مشارکتی ،انگیزش یکی از ارکان مهم به شمار می رود.

زمانی می توانیم دانش آموزان را به آموختن برانگیزانیم که خودمان برای آموختن وتغییر یافتن بر انگیخته باشیم. عواطف و روحیات معلم در کارش نقش اساسی دارند، انگیزش معلم با انگیزش دانش آموزان گره خورده است.

بنابر این دانستن به تنهایی نمی تواند انسان را به موفقیت در تدریس راهنمایی کند ویا از او معلمی کار آمد بسازید، زیرا موضوع برسر به عمل در آوردن دانش واستفاده از دانشی می باشد که به دست آمده است. دانش به خودی خود وبدون توانایی به کارگیری صحیح ان ، به مانند سرمایه ای

راکدمی ماند، چه بسا کسانی که سرمایه های کلانی در اختیاردارند راکد وبلا استفاده وبدون سرمایه گذاری معقولانه یا از دست داده اند ویا همچنان سر گردان راه های سرمایه گذاری هستند.

متا سفانه درجلسات گروه های آموزشی ارزش زیادی برای دانش وتجارب همکاران وتبادل تجارب قائل می شوند ، واین در حالیست که چگونگی به کار گیری آن را به بهترین نحوه بر عهده خود افراد

گذاشته اند.حال کسی که این مسئله رابرای خودش حل کرده باشد، به عنوان معلم یا دانش آموز با پشتکار وموفق قلمداد می شود.

درمدارس بعضی مواقع به نحواحسن به فراگیران درس ومفاهیم علمی تدریس می گردد ولی نحوه ی چگونگی خواندن ویادگیری ومطالعه ویاد سپاری اطلاعات ونحوه ی بکار گیری آن در زندگی روزمره آموزش داده نخواهد شد، این مسئله می تواند آموزش سطحی وطوطی وار تلقی گردد.

برای موفقیت معلما ن درتدریس به عواملی  مانند انگیزه ی قوی ،  داشتن انرژی ، پشتکار و هماهنگی درونی مهمتر از دادن اطلاعات ویا تبادل تجربه می باشد. بعضی مواقع تجاربی که از سوی همکاران ارائه می گردد ، شخصی وسلیقه ای می باشد . احتمال دارد در مورد مشکل او اتفاقی درست از آب در آمده باشد.ولی قابل تعمیم نباشد، وهمچنین بر مبنای نظریه های یادگیری و مبانی علمی پی ریزی نگردیده باشد.

برای مثال مسئله ی مهمی مانند تشویق وتنبیه درمدارس چگونه بدان پرداخته می شود.آیا مبنای علمی ونظریه های یادگیری دراجرای آن بکار گرفته می شود.

آیا بیشتراحساسی وسلیقه ای نیست  آیا بیشتر رقابتی کردن یاگیری نیست. آیا به مسائل روحی و روانی فراگیران توجه می شود. کسی که کاری را با علاقه انجام می دهد ، نیازی به مشوق دیگران ندارد. زیرا لذتی که از کار خود می برد بهترین اجر وپاداش برای اوست. اگر لذت از کار وجود نداشته باشد چه باید کرد .برای مثال موردی را در نظر بگیریم که فردی یک دوره ی آموزشی را فقط بخاطر اجبار  یا امتیاز گذرانده باشد ، آیا این وقت گذرانی نخواهد بود؟

اما اگر کسی بداند که چه می خواهد وبرای چه ان را می خواهد واحساس نیاز داشته باشد . به هدف خود هم می رسد ، زیرا به خودی خود ، راهی پیدا می کند تا به موفقیت دست یابد. به این ترتیب انگیزه می تواند رشد وگسترش پیدا نماید. حالا می توانید تصور کنید که انگیزه چقدر می تواند به عنوان یک پیش شرط ، برای یادگیری دارای اهمیت باشد. از کجا معلوم تجربه یا ارائه ی راهکار در تدریس، در این گونه مجمع ها علمی و قابل تعمیم باشد وبر مبنای اصول علمی پایه ریزی شده باشد. شاید آن مشکل دغده غه ی یک همکار باشد، ودیگران هیچ سود ونفعی از آن نبرند ویا تکراری باشد ، در این حالت تکلیف بقیه چیست. آیا وقت وانرژی وسرمایه ی علمی فراگیران را تلف نکرده ایم . هنگامی  که اکثر معلمان جهت شرکت در مجمع های آموزشی احساس نیاز ننمایند به نوعی بر طبل توخالی کوبیده ایم. واوقات درسی وتربیتی فراگیران که سرمایه ی ملی هستند به نوعی تلف وبه هدر داده ایم وبه آنان فرصتی دوباره داده ایم تا رسانه ها وعوامل دیگر محیطی آنان را تربیت نمایند. از کجا معلوم آموخته هایی که در این گونه مکان ها ارائه می گردد، درونی شوند؟ از کجا معلوم، این شیوه های ارائه صرف اطلاعات یا تبادل آن بین همکاران در بهبود تدریس آنان وسپس مدارس موثر باشند؟

از کجا معلوم اجرای شیوه های دیگر اثر بخشی بیشتری را نداشته باشند؟ چندین سال است بدین طریق وقت وانرژی مدارس صرف برگزاری انواع جلسات( مدیران، معاونان آموزشی مدارس، مربیان ورزشی وپرورشی و...) می گردد. خروجی این گونه جلسات چه بوده است ؟ آیا توانسته است، انگیزه های حتی بیرونی معلمان را ارتقاء دهد ،( انگیزه درونی ) که جای خود دارد. فقط دور خودمان چرخیده ایم واین ضرب المثل شامل حا لمان می شود که برای یک دستمال ، قیصری را آتش زده ایم. جای بسی تامل وفکر واندیشه دارد، انسان همیشه باید در فکر نوآوری و باز پروری اهداف وبرنامه ها باشد. اگر منافع علمی وعملی آن چشم گیر نیست ( هیچ کس منکر نفع جزئی آن نیست) چرا این همه سرمایه های انسانی وزمانی را صرف این گونه جلسات نماییم. جلسه مدیران ومعا ونان ومعلمان چرا باید جداگانه باشد. مگر هر یک مسئله ای خاص خود را دارند وهر یک به معضل ومشکلی جداگانه می پردازند. مگر هدف تمام ما سفیران تعلیم وتربیت رسیدن به مدرسه اثر بخش وپژوهش محور ویا به قولی مدرسه محور نیست. چرا نباید این گونه گردهمایی ها مشترک ودر راستای تعلیم وتربیت علمی واصولی وبه روز کردن آن باشد. هنگامی که من معلم از افکار واندیشه مدیران، معاونان ، مربیان پرورشی وورزشی وحتی مستخدم مدرسه ( که تاثیر مستقیم بررفتار وتربیت فراگیران دارند) نداشته باشم وافکار نادرست آموزشی وپرورشی را با همدیگر اصلاح ننماییم وتیمی ودریک راستا کار نکنیم ، چگونه می توانیم معلمی کار آمد در کلاس باشیم . تمام مسائل تربیتی وآموزشی یک مدرسه در راستای اهداف وافکار جمعی کار کنان یک مدرسه می باشد. اگر راهکار های علمی ورفع مشکل تربیتی مد نظر است، وما می خواهیم که اثر بخشی مطلوب وموثر بر مسائل تربیتی فراگیران وایجاد تنوع در شیوه های یادگیری داشته باشیم ، باید همه ی عوامل اجرایی مدارس با هم تصمیم بگیرند.در این راه باید از ظاهر سازی وتکیه ی صرف بر روش هایی که از این جا وآن جا گرفته ایم ، خود داری کنیم. زیرا ما درد ها ومشکلات خاص تربیتی وفرهنگی ، منطقه ای ومحلی خود را داریم که حتی مدرسه به مدرسه تفاوت می کند. برای همین امروز از اقدام پزوهی معلمان آن همه پشتیبانی می شود، و دست اند رکاران تعلیم وتربیت آن را بهبود شرایط تربیتی آموزشی می دانند. حال این سوال پیش می آید که در کدام مجمع ارائه ی راهکار به صورت اقدام پژوهی بوده است.

 

راهکار های عملی:

 

1-   عقد قرارداد بین مدارسی که درد مشترک تربیتی وآموزشی دارند.در این خصوص این گونه مدارس جلسات آموزشی وتربیتی خود را به صورت منسجم وعملی وعلمی جهت بهبود اهداف آموزشی و تربیتی با همدیگر تشکیل می دهند. در این جلسات تمامی کارکنان اجرایی وآموزشی مدرسه شرکت خواهند داشت زیرا معتقدیم جهت پیشرفت یک مدرسه ی اثر بخش تمامی کارکنان تاثیر گذارند.

2-     تقویت بنیه ی علمی گروه آموزشی مدرسه

3-     حذف سر گروه آموزشی، زیرا معلمان انگیزه بیشتری برای حضور فعال در جلسات بین مدرسه ای( عقد قرار دادی) خواهند داشت .

4-   اختصاص بودجه اضافه کاری سر گروه ها به مدارسی که با همدیگر عقد قرارداد می کنند ، جهت رفع مشکلات آموزشی، جهت برگزاری کار گاه های آموزشی علمی تخصصی ، استفاده از مطالب علمی روان شناسان وصاحب نظران ماهر آموزشی، منابع علمی وکتاب وجزوه ها

5-     استقبال از ایده های نو وعلمی ومطرح کردن آن در جلسات وگردهمایی های بین مدرسه ای ( عقد قرار دادها با همدیگر)

6-   جلب مشارکت اولیا ء در این گونه جلسات وشرکت دادن آنان در مباحث علمی وآموزشی جهت استفاده از یادگیری اثر بخش وایده ها وخلاقیت های آنان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر