بررسی تعلیم وتربیت از دیدگاه فارابی
|
|
بونصر محمدبن طرخانبن اوزلع، در سال 260 هجری قمری، در فاراب تركستان چشم به جهان گشود و پس از گذراندن دوران كودكی در فاراب، راه سفر را پیش گرفت و به كسب دانش پرداخت و افزون بر تركی، چندین زبان دیگر، از جمله فارسی و یونانی را فراگرفت. وی سپس به بغداد - كه در آن دوران مهدعلم و فرهنگ بود - رفت و برای تحصیل منطق و فلسفه در آن سازمان رحل اقامت افكند و پس از كوشش بسیار به مراحل عالی علمی رسید. وی تعداد بسیاری از كتابهایش را در آنجا به نگارش درآورد. دوران بعدی زندگی فارابی در دمشق در حمایت سیفالدوله و درباره وی با تكریم خاص گذشت و در ماه رجب سال 339 هجری قمری در دمشق درگذشت. آثار و تالیفات وی بسیار و در منابع موثق، حدود 130 رساله و كتاب از وی نام برده شده است.
هدف تعلیم و تربیت
بنابر دیدگاه فارابی هدف از تعلیم و تربیت، اعتدال در قوای شهریه، غضبیه و انقیاد آنها نسبت به عقل است بنابراین ساختن شخصیت معتدلی كه قوه عاقله و ناطقه آن بر قوای دیگر حاكمیت داشته باشد و هدف اخلاق و تعلیم و تربیت است وی در مورد شهوت و غضب میگوید: اینها به طور ذاتی خیر یا شر نیستند بلكه خوبی و بدی آنها وابسته به این است كه در خدمت عقل و سعادت حقیقی باشند یا نباشند. تعلیم و تربیت در بینش فارابی از نظر اهداف یك اجتماع كامل است. به همین دلیل است كه فارابی همواره اخلاق و تعلیم و تربیت را به عنوان زیرمجموعه مباحث سیاست و اجتماع مطرح میكند. در زمینه تعلیم و تربیت فارابی معتقد است كه انسانها و كودكان ضمن اینكه از آمادگیها و امور فطری مشتركی برخوردارند، تفاوتهای فردی میان آنها نیز اهمیت بسیار دارد. وی معتقد است انسان به صورت طبیعی برای تكامل و رشد نیازمند معلم و مربی است و ارشاد و تعلیم تاثیر اساسی در ساختار شخصیت دارد.
این فیلسوف معتقد است ویژگیهای محل سكونت و ساختمانی در شخصیت و تربیت انسان موثر هستند و میگوید: مساكن و ساختمانها در ساكنانشان گاهیخویهای متغایر تولید میكند.
وی معتقد است براساس تفاوتهای فردی هر كس را باید مهارت و حرفهای خاص آموخت و آماده كرد و این از كودكی باید آغاز گردد. باتوجه به آنچه گذشت میتوان گفت: تعلیم و تربیت از دیدگاه معلم ثانی عبارت است از: هدایت فرد به وسیله فیلسوف و حكیم برای عضویت در مدینه فاضله برای دستیابی به سعادت و كمال اول در این دنیا و كمال نهایی در آخرت.
برنامه آموزش
فارابی نقش دولت را در برنامهریزی تعلیم و تربیت موثر میداند و معتقد است كه فضائل و نیكوكاری در یك جامعه به وسیله حكومت انجام میشود. وی تربیت را بیش از هر چیز وظیفه دولت و حاكم میداند. فارابی به آموزش عمومی و اختصاصی معتقد است به طوری كه همه افراد جامعه برای شكوفایی فكری خود در جهت ایفای نقش خویش در جامعه باید به تعلیم و تربیت دسترسی داشته باشند علاوه بر آموزش عمومی، فارابی از توجه به آموزشهای اختصاصی نیز غافل نیست و اشاره میكند كه در مدینه فاضله هر یك از افراد <صناعات واحدی> را به دست میگیرند زیرا آمادگی و استعداد افراد مختلف است. فارابی معتقد است كه آموزش و پرورش در سالهای نخست یادگیری باید بر حواس كودك متمركز باشد بدین ترتیب آموزش از جسم محسوس و قابل لمس آغاز میشود. فارابی در برنامه آموزش، شعر، موسیقی و بازی را موثر میداند. شعر و موسیقی از نظر فارابی برای ترویج ارزشها و فضائل اخلاقی دینی در جامعه قابل اهمیت هستند، فارابی به اهمیت بازی برای كودكان اشاره كرده و معتقد است كه بازی به خودی خود، هدف نیست بلكه اهمیت آن در رابطه با هدفی است كه موردنظر است. باتوجه به سخنان فارابی، دروسی كه انسان باید فراگیرد و با اهمیت است، عبارتند از: زمان، منطق، علم حساب، هندسه، علوم طبیعی، علمالنفس، الهیات، انسانشناسی یا علم مدنی (شامل علم اخلاق و علم سیاست).
روش آموزش
فارابی به روش مبتنی بر استنباط و فهم اعتقاد دارد به عبارتی هر عملی قبل از این كه انجام شود، باید درك و فهمیده شود به عبارت دیگر قبل از این كه فرد به علم عملی یعنی انجام دادن فعل و عملی بپردازد باید آن نظریه و دیدگاه را درك كرده و بفهمد. فارابی در دیدگاههایش به روش تجربی و مشاهده برای كشف حقایق و معارف اهمیت خاص میدهد پس فارابی هم به دانش نظری و هم به تجربه و مشاهده اهمیت میدهد. فارابی روش عادت و تكرار را در یادگیری مخصوصا كسب خصائل اخلاقی، مفید میداند. وی میگوید: انسان میتواند بااراده، خلق خود را چه خوب باشد و چه بد، تغییر دهد و به ضد آن اخلاق برسد و این كار از راه عادت انجام میگیرد.
فارابی در تحصیل السعاده به روش عملی نیز اشاره داشته و معتقد است كه شهروندان را باید به روشهای عملی عادت داد. فارابی به روش تشویق و تنبیه نیز اشاره كرده است زیرا تشویق و تنبیه نقش بسیاری در برانگیختن یا بازداشتن افراد دارد. فارابی برای بازداشتن فرد از كار زشت و ناشایست سه مرحله را درنظر میگیرد كه بدین شرح است: در مراحل اولیه توصیه میكند كه با نشان دادن لذتهای دیگر و بهتر، جلوی اعمال زشت گرفته شود.
در صورت تكرار این اعمال، وی ترس و اندوه و تحت فشار قراردادن را توصیه میكند، در صورت تكرار عمل زشت و مفید واقعنشدن روشهای مذكور، تنبیه الزامی است.
دانشآموز و تربیت او
فارابی عقل فعال را سرچشمه علوم و معارف میداند كه انسان با اتصال به او میتواند به تمام علوم و معارف دست پیدا كند و از این طریق به سعادت برسد. بنابراین دانشآموز باید تمام تلاش خود را به كار گیرد تا به این منبع عظیم علم، متصل شود و از پرتو نور او، چشم خود را روشن كند.
تفاوتهای فردی دانشآموزان
در آموزش باید به تفاوتهای فردی دانشآموزان توجه كرد زیرا از لحاظ استعداد و گرایش به علوم و صنایع با یكدیگر تفاوت دارند. و در درون هر قوم نیز، تفاوتهای فردی یا گروهی باید ملاحظه شود تا تعلیم و تربیت به نحو سودمندی صورت پذیرد.
توجه به علاقه انگیزه و رغبت دانشآموزان
فارابی در كتاب <التنبیه علی السعاده> به انگیزه و رغبت به عنوان محرك درك و انجام امور توجه داشته و میگوید: باید وسیلهای را بشناسیم كه با به كارگیری آن جذب از یك طرف به طرف دیگر، یا به وسط بر ما آسان شود، زیرا تفكر به تنهایی بدون این وسیله چه بسا كافی نباشد. فارابی به علاقه انسان در یادگیری بسیار اهمیت میدهد و آن را عامل ترقی میداند.
منبع روزنامه اطلاعات - 1387
تبلیغات 





